زبان عشق

عشق یعنی فقط من و اون ...

سلام

من پردیسم ... اینم وبلاگمه D:

همون طور که میبیندید وبم عشقولیه ... همه مطالبش عشقیه !!!

اما یه موضوع لازم به ذکره ... اگه میاید توی این وب نگید آخی الهی این مدیر وب عاشقه ... بنده به هیچ وجه عاشق هیچ بنی بشری نیستم !! فقط چون این عکسا و مطالب رو دوست دارم گذاشتم ... پس حرف و نظر این چنینی ممنووووووع !!!

در ضمن ممنون از اینکه وب من رو قابل دونستید و واردشش شدید D:

منتظر نظرهای خوشگلتون هستم ... همتونو دوس دارمممممممممممممممممممم


p@rdis |17:59 |سه شنبه بیست و یکم آبان 1392

عشـــ♥ــــق

♦ چیز عجــــیبی نیـــــستـ ♦

همین که تو دلــــ♥ـــت بگیرد

و منـــ

نفـــــــسم ....

به همینـ ســــــــ♦ـــادگی

                     

p@rdis |22:12 |پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392
شاید ولنتاین تنها باشی 

شاید دلت از یه نا مرد که ممرد زندگیت شده گرفته باشه و حس کنی تنها ترینی 

یا اینکه تنهای تنها گوشه ی اتاقت نشستی و به گذشته ی قشنگت فکر میکنی .... 

اما هیچکدوم مثل ین بچه تنها نیستید .....

آقا این عکس فقط عکس نیست .... درده .... درد .... حالا انقد به شکست های الکی عشقیتون نگی  درد 

p@rdis |16:58 |دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392

مردانگی ات را
با شکستن دل دختری که دیوانه ی توست
ثابت نکن

مردانگی ات را
با غرور بی اندازه ات به دختری که عاشق توست
ثابت نکن!
مردانگی را
زمانی میتوانی نشان دهی که دختری
با تمام تنهایی اش به تو تکیه کرده
و با تکیه به غرور تو
به قدرت تو
در این دنیای پر از نامردی
قدم بر میدارد !

p@rdis |23:4 |دوشنبه بیست و سوم دی 1392

p@rdis |20:59 |دوشنبه بیست و سوم دی 1392
وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا کرد که او مرده بود ، اما کمک رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند. زن با حالتی عجیب به زمین افتاده ، زانو زده بود و حالت بدنش زیر فشار آوار کاملا تغییر یافته بود. ناجیان تلاش می کردند جنازه را ...بیرون بیاورند که گرمای موجودی ظریف را احساس کردند. چند ثانیه بعد سرپرست گروه دیوانه وار و با لکنت فریاد زد : بیایید ، زود بیایید ! یک بچه اینجا است !!! بچه زنده است !!!

وقتی آوار از روی جنازه مادر کنار رفت ، دختر سه یا چهار ماهه ای از زیر آن بیرون کشیده شد. نوزاد کاملا سالم و در خواب عمیق بود. مردم وقتی بچه را بغل کردند ، یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روی صفحه شکسته آن این پیام دیده می شد :

عزیزم ، اگر زنده ماندی ، هیچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت دارم .

قلب یکیه ... عشقم یکیه ... فقط و فقط مادر

p@rdis |20:54 |دوشنبه بیست و سوم دی 1392

مـــرد بايد...

وقـــتي عشقـــش عصبانيه ,

نـــاراحته ,

مي خواد داد بزنـــه،

وايــسه روبروش بــــگه : تو چشام نيــگا كن , ...

بهت مــيگم تو چشام نيــگا كن...

حــالا داد بزن ...

بـــگو از چــي ناراحتي....

.... بعـــد عشقش داد بــزنه ,

گلـــه كنه ,

فـــرياد بكشه ,

گريه كـــنه ...!

.... حتـــي با مشتـــاي زنونـــه ش بكــوبه به بغـــل مرد!

آخـــرش خســته ميشه ميــزنه زيرگــريه...

همــون جا بايــد بغلــــش كنه ,

نزاره تنـــها باشــه..

حــرف نزنــه ها ,

توضيــح نده هــــا،

فقــط نزاره احســاس كنه تنهـــاست ...

مــرد بايــد گــاهي وقتا ,

مردونگيـــــشو با ســـكوت ثابــت كــنه ...!!




اینو از فیسبوک پیدا کردم خیلی قشنگ بود گفتم تو وب هم بذارم شما هم لذت ببرید

p@rdis |20:39 |دوشنبه بیست و سوم دی 1392

Believe it .... I'm fine

but I think it's the best time for finishing


goodbye my dear life ... I always will love you ♥

_________________________ 


نظرتون راجع به آهنگ وبم چیه ؟؟؟؟

بگذر ز من ای آشنا ... چون از تو من دیگر گذشتم ....

p@rdis |17:0 |دوشنبه دوم دی 1392


در نقاشی هایم تنهاییم را پنهان می کنم…

در دلم دلتنگی ام را…

در سکوتــــم حرف های نگفته ام را…

در لبخندم غصه هایم را…

دل من…

چه خردســــال است !!!

ساده می نـــگرد !

ساده می خـنــدد !

ساده می پـــوشد !

دل من …

از تبار دیوارهای کاهگـــلی است!!!

ساده می افـــتد !

ساده می شکــنـد !

ساده می میــرد !

ســـــــــــــاده ….

 

p@rdis |15:27 |سه شنبه پنجم آذر 1392


دل
به دلت دادم ....                                                          

         اما تو ....              
                     دلت را به دیگری باختی ....
p@rdis |15:39 |یکشنبه سوم آذر 1392

... به درک که رفتی ... 

الان توی بغل یکی فاحشه تر از خودت داری نفس نفس میزنی 

و

ازش کام میگیری

... ولی من ...

... از سیگارم ... 

هه ! چیه حسودیت شد ؟

بدون هیچ اعتراضی تا آخرش به پام میسوزه

p@rdis |22:10 |پنجشنبه سی ام آبان 1392



... هی لعنتی ... آرام تر ...

... صدای نفس های داغت در آغوش او را هم مینشوم ...

... یواشتر نفس بزن ...

... امشب را میخواهم بخوابم ...

p@rdis |23:25 |چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم

تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمیدچشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟ دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!

دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:
سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)
دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..

آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم


 

p@rdis |21:5 |پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392


p@rdis |21:22 |دوشنبه بیستم آبان 1392




واقعا احمقانه است .... relationshit
p@rdis |15:8 |یکشنبه نوزدهم آبان 1392

p@rdis |22:8 |شنبه هجدهم آبان 1392






کاش اون لحظه ای که

یکی ازم میپرسه حالت چه طوره ؟

وجواب میدم خوبم.....

کسی باشه که محکم بغلم کنه

و آروم تو گوشم بگه:

"میدونم که خوب نیستی........ "

p@rdis |16:24 |جمعه هفدهم آبان 1392

p@rdis |14:38 |چهارشنبه پانزدهم آبان 1392







p@rdis |21:3 |سه شنبه چهاردهم آبان 1392





مــــی گــــویــنــد ســـــاده ام ..!

مـــی گـــویـــنـــد تــــو مــــرا با یــک نــگــاه ..

یـــک لبـــــخـنـــد ...

بــه بــازی میـــــگیــــری ..!

مــــــی گـــــوینــــد تـــرفنــدهـــایت ، شـــیطنـــت هــــایت ..

و دروغ هایـــت را نمــــی فهمــــم ..

مــــــی گویند ســــاده ام ..!

اما مــــــــن فـــــقــــــط دوســـتـــــت دارم ...
همیـــــــــن!

و آنــــها ایــــن را نمـــــــیفــــهمنــــد ..!!

p@rdis |12:43 |دوشنبه سیزدهم آبان 1392